تبليغاتX
حرفهای دل - حرف دلم
شب چو سياهي گرفت ماه چو نقصان گرفت
سرو گل اندام باغ چهره ي خندان گرفت
ابر چو گريان بشد سنبل او تر بشد
خانه ز عطر چمن بوي گلستان گرفت
تير غمش بر دلم از طرف آن گل است
ياس لطيفي خود از بت تابان گرفت
رود و دف و مي بيار ماء معينم بده
مطرب و سازش بيار عشق چه آسان گرفت
بوي تنش غاليه است مهر لبش اخگريست
وز نگه و غمزه اش دل سر و سامان گرفت
نرگس هم چون عقاب پيچك پر پيچ و تاب
خشم گلم پر عتاب جسم و تنم جان گرفت
يار پر از حجب من سار خوش الحان من
او كه چو هركس بديد چهره ي پنهان گرفت
كان زر و سيم من نو گل ابريشمي
تا كه نظر كرده ام او خم چوگان گرفت
اي تو سما جان بده جان بده او را كه چون
از بر عشق تو او تاج ز سلطان گرفت                                           مهران
+ نوشته شده در 87/12/26ساعت 20:7 توسط مهران نظامی |